دپارتمان روان شناسی موسسه نگاره (تحت برنامه ریزی استاد محمدی)

ارشد روانشناسی - دکتری روانشناسی

تاریخچه ممدکاری

محدوده ی عملکرد مددکاری ، در دو نوع سنتی و جدید آن ، مشترک است . از آنجا که این خدمت اجتماعی همواره در قالب رفاه اجتماعی عمل نموده ، تغییرات آن را هم می توان نتیجه تغییراتی دانست که در نظام رفاه اجتماعی جوامع مختلف بروز کرده است ،

شاید به همین دلیل است که هر گاه موضوع مددکاری اجتماعی مطرح می شود ، قبل از هر چیز نیاز به بحث در زمینه ی رفاه اجتماعی ، خود نمایی می کند . اگر بخواهیم رفاه اجتماعی را تعریف کنیم ، باید بگوییم« رفاه اجتماعی ، نظامی از قوانین ، برنامه ها ، کمکها و خدماتی است که از طریق تقویت و ایجاد امکانات به نیازهای اولیه مردم جواب می دهد ، این نظام همواره در جهت جوابگویی تغییرات جامعه و گسترش انتظارات و توقعات روز افزون مردم ، تغییر کرده است »

مددکاری اجتماعی در جوامع سنتی و طبق دستورات مذهبی وجود داشته و از طریق بعضی از نهادهای اجتماعی مثل خانواده تأمین می شده است . در مذاهب مختلف و به خصوص در دین مبین اسلام ، دستورات خاصی برای کمک به نیازمندان و حمایت از بی سرپرستان وجود دارد . در دورانی که طبق آن دستورات عمل می شد ، رسیدگی به نیازمندان به صورتی بود که حتی یک فقیر هم در کل آفریقای اسلامی وجود نداشت .

تحولات اجتماعی ، گسترش شهر نشینی و به خصوص اثراتی که رشد صنعت در کشورهای صنعتی بر نظام اجتماعی گذاشت ، رفاه اجتماعی را از دو جهت دستخوش تغییر کرد . از یک جهت بسیاری از نهادهای اجتماعی که به عنوان پایگاه ارائه خدمات اجتماعی عمل می کردند ، دچار ضعف و سستی شدند و در نتیجه بسیاری از امکانات خود را از دست دادند از جهت دیگر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در این گونه جوامع رشد روز افزونی یافت به طوری که در اروپای قرن شانزدهم و هفدهم در حالی که رشد مشکلات همچنان ادامه داشت ، تلاشهای نهادهایی مثل کلیسا یا انجمنهای محلی در کوتاه زمان بی نتیجه شد .

در اروپای قرن 17 ، قوانین محلی و کشوری خاصی به وجود آمد که در بین آنها باید به قانون فقرای الیزابت در انگلستان 1601 و برنامه ی محلی «توماس چالرز » در اسکاتلند اشاره کرد ، اما رشد صنایع و بی توجهی به حقوق انسانها چنان سریع بود که اجرای همین برنامه ها برای فقرا و نیازمندان نتیجه ی معکوس داد . زیرا میزان بیماری ، عدم بهداشت ، فقر غذایی و غیره ، در مؤسسات نگهداری و حمایت از نیازمندان چنان بالا بود که بر اساس مطالعات « جان هان وی » در سال 1722 این مؤسسات به مراکزی برای نابودی نیازمندان تبدیل شده بودند ، برای مثال ، میزان مرگ و میر کودکان زیر یک سال در خانه های مستمندان به 82 درصد ، یا 820 در هزار رسیده بود . چگونگی نگهداری از کودکان یتیم نیز به صورتی بود که نمونه ی آن را « چارلز دیکنز » در داستان « الیورتویست » مطرح کرده است .

مددکاری در اسلام

اما امروزه با پیچیده تر شدن زندگی و تحول جامعه از حالتی سنتی و ساده به وضعیتی دشوار و صنعتی درجوار منافع بی شمار آن برای انسان مشکلات متعددی بوجود آمده است. انسان دراین دنیای متحول و متنوع و پیچیده و درعین حال پرازابهام،بدون کمک موثرافرادی آگاه ودلسوزوعلاقمند،نمیتواند خود رابه خوبی بشناسد وبه استعدادها وتوانائی هایش آگاهی یابدو هویت موفقی از خودشکل دهدو برمشکلات غلبه نماید، درتمام این موارد فعالیت های مشاوره و مددکاری فرد را درشناخت خود و تصمیم گیری مناسب وحل مشکلات یاری میدهد.

ازآنجا که مشاوره و مددکاری دراصول اولیه مشترک بوده و عمده افتراق آنها درنحوه ارائه خدمات به مراجعین می باشد ودراغلب سازمانهای حمایتی وخدماتی کشور و جهان این دومقوله درکنار یکدیگر دیده شده و حتی اخیراً شورای عالی جوانان جهت تشکیل مراکز خدمات مشاوره ای تاکید براستفاده از نیروی متخصص مددکاراجتماعی نموده،ضرورت تلفیق مشاوره و مددکاری به عنوان یک اصل تلقی شده است. ودرجریان فعالیت مددکاری، مددکاراجتماعی برای رسیدن به مشکل فرد وارائه طریق،می بایست از مهارتهای مشاوره ای استفاده نماید همانگونه که مشاور درفعالیت مشاوره خود از نظرات مددکار و پیشینه فرد استفاده می نماید.

«بخش اول»:تاریخچه:
مشاوره و مددکاری دردین مبین اسلام:
آئین مقدس اسلام درمسیرخدمات اجتماعی وتامین نیازهای انسان از مرز توصیه به نیکوکاری وارشاد و دعوت مردم به محبت و یاری، یا حمایت ازسالمندان و کودکان فراتررفته وقوانین مشخص و تکالیف شرعی برهمگان فرض نموده است. فرامین این مذهب جهان شمول درقالب اعمال واجب و مستحب و حرام و مکروه، مسلمانان را در موارد متعدد ملزم به انجام وظایفی درباره ایتام وبی سرپرستان،سالخوردگان، والدین وحقوق آنان و مصیبت دیدگان و مبتلایان به بلا، ستمدیدگان و مظلومان، فقراء و مستمندان، در راه ماندگان، و غربا، ارحام، همسایگان، بیمارن اسراء،بدهکاران ،مقروضین ،برهنگان ،ودیگرافراد وگروهها نموده است وپس ازتاکید وتوصیه درحمایت،ویاری همه دردمندان و نیازمندان،چگونگی حمایت و مددکاری ومشاوره وراهنمائی را نیزبه شکل قوانین مشخص و مدون تعیین کرده است. این قوانین درآیات قرآن و احادیث وفقه اسلامی ابعاد گسترده ای دارد که به نمونه هائی از آن اشاره می کنیم:
1-وامرهم شوری بینهم: درامور یکدیگر مشورت کنند (آیه38 سوره شوری)
2-کان الناس امه واحده فبعث الله مبشرین و منذرین وانزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیها اختلفو افیه: (آیه213 سوره بقره:)
مردم یک امت بودند، خداوند پیامبران را برانگیخت که بشارت دهنده نیکوکاران و ترساننده بدکاران باشند وبا ایشان کتاب فرستاد تا بین مردم به حق حکم کنند، درآنچه اختلاف کردند.
3-حضرت علی(ع)می فرمایند: رفتن برای مشورت عین هدایت است وآنکه خود را از مشورت با دیگران بی نیاز بداند خویشتن را به مخاطره افکنده است.
4-رسول اکرم(ص) می فرمایند:بهترین کارها درنزد خدا این است که انسان گرسنه ای را سیرکنید یا قرض اورا بپردازید ویا ناراحتی را از او برطرف سازید.
5-امام علی(ع) فرموده اند:
الف:هیچ پشتوانه ای چون مشاوره نیست.
ب-هرکس به ناحق بر رای خود بایستد هلاک شود و هرکس با دیگران مشاوره کند، درعقلهای آنها شریک شده است.
ج-هرکس از آرا دیگران استقبال کند،موانع خطا را می شناسد.
د-مشاوره راه هدایت است وهرکه خود را از رای دیگران مستغنی بداند به راه خطر می رود.

مددکاری اجتماعی:
فعالیت ویژه ای است که بعضی از موسسات(کمیته امداد و...) آنرا به مراجعان خود عرضه میدارند و آنان را یاری میدهند تا با کارائی بیشتری با مشکلاتی که درزندگی فردی و اجتماعی با آن روبرو میشوند،مقابله نمایند. گرچه امکان آن است که تعریف بالا خالی از نقص نباشد، اما از آنجائیکه چهارجزء اصلی مددکاری اجتماعی و روابط آنها را با یکدیگر شامل میگردد شاید بتوان آنرا تعریف نسبتاً کاملی بشمارآورد برای روشن شدن و درک بیشتر مطالب، چهارجزء اصلی مددکاری را تعریف مینمائیم:

1-شخص: انسانی که ممکن است یک مرد، یک زن یا یک کودک باشد. بعبارت دیگر کسی است که دریک یا چند جنبه زندگی عاطفی یا اجتماعی خود دچار اشکال شده یا او را دچار اشکال یافته باشند. ازاین رو او نیاز به کمک و یاری دارد، کمکها ممکن است کاملاً مادی بوده و یا صرفاً جنبه راهنمائی و مشورت(مشاوره) ویا تلفیقی از آندو داشته باشد. از همان زمان که فردآغاز به دریافت کمک درخواستی خود می کند او را مددجو می نامیم.

2-مشکل: آن چیزی است که از برآورده نشدن یک یا چند نیاز و یا انباشته شدن سرخوردگی ها ویا ناسازگاریها ناشی شده باشد که سبب عدم تعادل شخصی و اجتماعی می شود.

3-مکان: مکان مورد بحث عبارت است ازیک موسسه خدمات اجتماعی. یا بخشی ازخدمات اجتماعی یک سازمان رفاه اجتماعی این موسسه یا بخش خدمات اجتماعی بویژه برای پاسخگوئی و رفع مشکلات افراد جامعه یعنی افرادی که دراداره کارهای زندگانی خود دچارناراحتیها و آشفتگیهائی گشته اند بوجود آمده است.

4-جریان کار: فعالیت و رابطه دوجانبه وپیش رونده بین مددکار و مددجو است که این فعالیت بخاطر حل مشکل انجام میشود وشامل اقدامات دنباله داری است که درچارچوب یک رابطه حرفه ای سودمند انجام میگیرد. پایان این جریان به دو صورت است: یا اینکه آمادگی لازم در مددجو بوجود می آید تا بتواند مشکلات خود را با کارائی بیشتری پاسخ گوید و یا آنکه چنان نفوذی به روی مشکل اعمال می نماید تا آنرا حل و یا کم اثر گرداند.

در کشور ما ، ایران مددکاری اجتماعی جدید با ایجاد آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در سال 1337 شمسی در تهران آغاز شد . این آموزشگاه تاکنون بیش از دو هزار مددکار اجتماعی را در سطح فوق دیپلم ، لیسانس و فوق لیسانس تربیت کرده است که اینک در مؤسسات خدمات توانبخشی ، پرورشگاهها ، مجتمعهای خدمات حمایتی بی سرپرستان و سالمندان نیازمند ، بیمارستانها ، کارخانجات ، سازمان بیمه های اجتماعی ، دادسراها ، کانونهای اصلاح و تربیت و سایر مؤسسات مشابه به ارائه خدمات مددکاری مشغول هستند .

1-- مددکاری فردی : عبارتست از هنر کمک کردن به فرد به منظور پیشرفت و توسعه ی استعدادهای نهفته ی وی و استفاده از آنها برای حل مسائل و مشکلاتی که وی در محیط اجتماعی خویش با آنها روبرو می شود ، هنر کار در مددکاری این است که ضمن اینکه مشکل مددجو را حل می کنیم توان و استعدادهای او را در جهت پیشرفتش بشناسیم .

2- مددکاری اجتماعی : فعالیت ویژه ای است که برخی از مؤسسات رفاه اجتماعی آن رابه مراجعان خودعرضه می دارند و به آنان یاری میدهند. تا با کارائی بیشتر با مشکلاتی که در انجام دادن کار و وظایف اجتماعی خود روبرو شده اند مقابله کنند .

3- مددکاری گروهی : به مردم کمک می کند تا در فعالیتهای گروهی شرکت کنند هدف آن پیشرفت عواطف و نیروهای نهفته جسمانی و روانی انسانها است . مددکاری گروهی برای وصول به هدفهائی که خواسته های جامعه می باشند از طریق فعالیتهای گروهی کوشش می کنند .

4- مددکاری جامعه ای : عبارت است از طرح نقشه و توسعه خدمات اجتماعی به منظور فراهم کردن نیازهای بهداشتی و رفاهی یک جامعه وگروههای بزرگتر اجتماع.

تعریف مشکل

مشکل آن چیزی است که ناشی از یک نیاز یا یک اشکال یا از انباشته شدن سرخوردگیها یا نا سازگاریها ناشی شده باشد. گاهی نیز مشکل مجموعه ی همه ی این عوامل است که موقعیت اجتماعی زندگانی شخص را مورد تهدید قرار می دهد و از قابلیت او انجام دادن تکالیف و کارکردهای اجتماعیش می کاهد .

هدف های مددکاری اجتماعی

1-هدف مددکاری آنست که به افراد، گروهها، واجتماعات کمک کند تا به بالاترین درجه ی ممکن از رفاه ، بهرورزی وبهزیستی جسمانی، روانی و اجتماعی برسند.

2- هدف مددکاری توجه به پیشرفت شرایط عمومی اجتماعی و اجتماع است.

3- هدف مددکاری این است که بین بهزیستی افراد، ورفاه اجتماعی، سازگاری و وفق ایجاد کند.

4- ازجمله هدفهای مددکاری یکی آنست که به مدد جوی تهیدست وخانواده اش کمک شود تا بتوانند یک امنیت اقتصادی از طریق مزایای بیمه های اجتماعی، بازنشستگی، کمکهای دولتی ، وحمایت سازمانهای خدمات داوطلبانه بدست آورند.

5- هدف مددکاری آنست که به افرادو گروهها کمک کند تا بهترین راه را برای پیشرفت رضایتبخش خویش بدست آورند با محیط سازگار وهماهنگ شوند واز زندگی خویش لذت برند.

وظایف وتوانمندی های مددکاری اجتماعی

* رسیدگی به کلیه شکایات کارکنان و مراجعین

* مشاوره با جوانان در زمینه آگاهی وآمادگیهای ازدواج و زندگی مشترک انجام کارهای گروهی با نوجوانان و به منظور استفاده از استعداد وتوانمندیهای آنان در جهت قادر سازی وایجاد تقویت اعتماد به نفس

* آگاه سازی خانواده ها و تقویت در شناخت آنان نسبت به مسائل ومشکلات اجتماعی واقتصادی

* ارتقاء سطح آگاهی خانواده در مسائل تربیتی _ اخلاقی _ ارتباطی اعضای خانواده در جهت جلوگیری از بروز حوادث و سوانح با استفاده از منابع مربوطه

بهره گیری از منابع موجود جامعه جهت کاهش یا رفع مسائل خانواده ها و گروه های جامعه

* همکاری با کارمندان و کارکنان ارائه دهنده خدمات اولیه درجهت کاهش و تعدیل شدت مسئله

* سازمان دهی خدمات اجتماعی مورد نیاز به افراد یا گروههای آسیب دیده در مواقع بحرانی: زلزله، سیل، جنگ،آتش سوزی و...

* برنامه ریزی به منظور برقراری آموزش های مورد نیاز خانواده ها وگروه های تحت پوشش

* فعالیت در جهت بارور نمودن استعداد ها و توانمندیهای افراد خانواده ها در جهت کاهش یا حل مشکلات

* آماده سازی خانواده ها در جهت ایجاد محیط سالم وسازنده در جهت تربیت کودکان و حفظ حرمت سالمندان و اهمیت بخشیدن به نیازهای جوانان ونوجوانان

* برقراری جلسات آموزشی _کارگری_ تجارتی_ مذهبی_ نظامی با استفاده از منابع فرهنگی جامعه

* ارائه خدمات مشاوره ای به خانواده ها و گروه های نیازمند

* ارائه خدمات اجتماعی به خانواده های بیمار و ایجاد توانمندی های لازم در جهت شناخت وقبول موقعیت موجود

* کار با خانواده و استفاده از ابزارهای مشاهده_ مصاحبه و بازدید از منزل در جهت کاهش مسائل ومشکلات

* برنامه ریزی در جهت شناخت مسائل و محدودیت های ایجاد شده در خانواده دارای بیمار و چگونگی مقابله با آن

* برقراری حمایت های لازم جهت تهیه وسایل پروتز، سمعک، عینک و سایر وسایل توانبخشی مورد نیاز

* ایجاد ارتباط با سایر مراکز درمانی ، آموزشی جهت اخذ اطلاعات و امکانات مورد نیاز خانواده ها

* بر قراری جلسات مشاوره با سایر متخصصین و دست اندرکاران درمانی بیمار

* برقراری برنامه های آموزشی جهت تطبیق شرایط بیمار با محیط زندگی

* اخذ همکاری جمعیت ها و انجمن های مردمی و دوستی جهت کمک به مددجویان

* اجرای برنامه های گروهی و اجتماعی جهت بیماران ، جوانان ، سالمندان تحت پوشش با همکاری سایر سازمان های ذیربط

* مدیریت سازمان های اجتماعی و رفاهی و بهزیستی موجود

* پی گیری و اقدام در جهت ارائه ی برنامه های آموزشی همگانی با بهره گیری از طریق وسایل ارتباط جمعی

* ارائه ی خدمات در جهت تطبیق با فرهنگ جامعه و شرایط اجتماعی و کاهش واکنش های منفی و تعارضات اجتماعی فرد

* انجام تحقیقات و بررسی های اجتماعی به منظور شناخت مسائل و مشکلات و دست یابی به راهبردهای علمی

* فراهم ساختن زمینه مساعد در برخورداری افراد با محدودیت های گوناگون از یک زندگی مثمر ثمر

* حل و فصل مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی با استفاده از تکنیک های فردی و گروهی

* انجام خدمات مددکاری در جهت بازپروری افراد و گروه های آسیب دیده

 

مددکاری اجتماعی

حرفه ای است مبتنی بر دانش ، اصول ، مهارت وروش ها که هدف از آن کمک به افراد ، گروه ها و جوامع است تا بتوانند با تکیه بر توانایی ها و امکانات موجود؛برای حل مشکل و یا رفع نیاز خود اقدام کنند وبه استقلال ورضایت خاطر دست یابند.

مددکاری اجنماعی ریشه در آموزه های مذهبی وفرهنگ انسانی اقوام مختلف دارد ؛اما به شکل امروزی وسازمان یافته بعد از قانون فقرا انگلیس مصوب سال 1601 میلادی که به قانون 43 الیزابت معروف است وسپس با تلاش های تامس چالمرز که در سال 1814 میلادی کارهایی را برای رفع مشکلات مردم انجام داد ، شکل گرفت وامروزه در تمام جهان به شکل یک رشته دانشگاهی و کاملا علمی دنبال می شود.

پایه های این علم عبارتند از آزادی ، عدالت و دموکراسی.ارزش های این علم که ریشه در این پایه ها دارند به قرار زیر است:

- حرمت مقام انسان

- آزادی و اختیار انسان

- برخورداری تمام انسان ها از حقوق مادی و معنوی

- مسئولیت فردی و اجتماعی انسان ها

 

مددکاری اجتماعی دارای شیوه های مختلفی است که توسط آن ها به گروه های هدف خود خدمت ارائه می کند. این تخصص برای انجام هر کدام از این شیوه ها از دانش های مختلفی سود می جوید. برای مثال در مددکاری فردی که اولین روش مددکاری است ؛ مددکار اجتماعی برای کمک به افراد از دانش روانشناسی سود می جوید وبرای روش دوم خود که مددکاری گروهی است به دانش نوین روانشناسی اجتماعی روی می آورد وبه همین ترتیب برای ارائه خدمت در سومین روش خود که مددکاری جامعه ای است ، نیازمند احاطه به دانش جامعه شناسی است. مدیریت موسسات رفاهی ، تحقیقات اجتماعی و اقدام اجتماعی سه روش دیگر مددکاری اجتماعی است.

خدمات مددکاری اجتماعی امروزه حیطه­­ی وسیعی از مسائل فردی و اجتماعی را در بر می گیرد.مددکاران اجتماعی در جوامع مختلف به معلولین جسمی ، ذهنی ، اجتماعی و روانی خدمت می کنند.آن ها در تیم های توان بخشی این معلولان نقش های مختلفی دارند؛از جمله در تیم توان بخشی بیماران مزمن روانی، مددکار اجتماعی در کنار روانپزشک ، روانشناس ، روانپرستار و کاردرمانگر،نقش ارتباط با خانواده ­ی بیمار برای پذیرش دوباره بیمار ترخیص شده از بیمارستان را بر عهده دارد. برای این کار مددکار اجتماعی در عین حالی که در مراکز درمانی از نظریه های روانشناسی برای بهبود بیمار استفاده می کند، ازتوانایی های مختلف خانواده نیز بهره می برد و در حقیقت خانواده را نیز به عنوان عضوی از تیم توانبخشی می شمارد. او برای این که در این مهم موفق شود، با ارتباط حرفه ای که با خانواده برقرار می کند ، توانایی ها و امکانات خانواده را شناسایی کرده،حداکثر استفاده را از آن می کند.سپس با استفاده از روش های مشاوره ی خانواده ، روانشناسی اجتماعی و نظریه های خانواده درمانی سعی می کند شبکه ارتباطی خانواده را تحلیل کند و موارد آسیب زا را از بین ببرد و یا به حداقل برساند.و به این ترتیب زمینه را برای بازگشت بیمار آماده سازد.

هم چنین بستر سازی مناسب در جامعه برای بازگشت بیماران به زندگی اجتماعی و ایفا نقش مثبت فردی و اجتماعی بر عهده مددکار اجتماعی است. برای انجام این وظیفه ، مددکار اجتماعی با استفاده از آموخته هایی که در زمینه ی جامعه شناسی دارد، روش های مختلفی از ارتباط با نهادهای اجتماعی را در پیش می گیرد تا بیماری که بهبود یافته در زندگی اجتماعی احساس تنهایی و بی پناهی نکرده ، نهادهای حمایت کننده را بشناسد و بپذیرد که از کمک ها و حمایت های آن ها بهره ببرد.

مددکاری اجتماعی در ارائه خدماتش به اصولی معتقد است که جنبه ی جهانی دارد. این اصول که در حقیقت شعار جهانی مددکاران اجتماعی است عبارت است از:

 

- اصل پذیرش . مددکار اجتماعی هر مراجع کننده ای را فارغ از جنس و رنگ پوست و دین و نژاد و زبان و... می پذیرد و خدمات لازم را تقدیم می کند.

- اصل رازداری.مددکار اجتماعی رازدار مراجع خود می باشد وفقط در صورتی که احتمال خطر جانی برای مراجع و یا انسان دیگری برود حق فاش کردن راز مراجع خود را دارد.

 

- اصل فردیت.مددکار اجتماعی باور دارد که هر انسانی یک کلیت منحصر به فرد است و هر کسی طرح کمکی خاص خود را می طلبد.

 

- اصل همدلی. مددکار اجتماعی این هنر را دارد که خمد را جای مراجع خود بگذارد و از دریچه ی چشم او به جهان نگاه کند.

 

- اصل مشارکت مددجو در فعالیت ها.مددکار اجتماعی با اعتقاد به توانمندی تمام انسان ها، سعی می کند تمام اقدامات حمایتی خود را با مشارکت حداکثری مددجو به انجام رساند.

 

- اصل رابطه­ی حرفه ای.مددکار اجتماعی با مراجع خود صرفا یک رابطه­ی حرفه ای برقرار می کند و نقطه­ی مشترک مددکار و مراجع ، مشکلی است که مراجع با آن درگیر است.

 

اصل خود شناسی مددکار.مددکار اجتماعی با آگاهی به این که هرانسانی ضعف ها وقوت های خودش رادارد،سعی می کند نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد و از آن ها در جهت ارائه­ی هرچه بهتر خدمت استفاده کند.