دپارتمان روان شناسی موسسه نگاره (تحت برنامه ریزی استاد محمدی)

ارشد روانشناسی - دکتری روانشناسی

استرس (بخش دوم) _ روانشناسی سلامت

 

استرس _ روانشناسی سلامت

(بخش دوم)

 

در بخش اول مقاله به تعریف استرس و مدل های توجیه کننده استرس پرداختیم؛ در ادامه بحث به مدل تبادلی استرس، این موضوع که کدام رویداد ها استرس زا ارزیابی می شوند؟  و ارائه سه نظریه در خصوص استرس و خود-کنترلی ( سرسختی، خود-کارآمدی و احساس شایستگی) خواهیم پرداخت.  

 

استرس (بخش دوم) _ روانشناسی سلامت

 

 

مدل تبادلی استرس ( نقش ارزیابی)

 

در سال 1970 کارهای لازاروس بر روی استرس موجب شد روانشناسی پاسخ های استرس را بهتر درک کند (لازاروس و کوهن، 1973، 1977؛ لازاروس، 1975؛ لازاروس و فولکمن، 1987). این موضوع  موجب شکل گیری مفهوم ارزیابی در روانشناسی شد. لازاروس معتقد بود که استرس یک تعامل بین فرد و محیط بیرونی اوست و اینکه پاسخ های استرس زمانی رخ می دهند که افراد یک موقعیت بالقوه پر استرس را واقعا پراسترس ارزیابی کنند. مدل لازاروس از ارزیابی، افراد را به عنوان موجوداتی روانشناختی توصیف می کند که جهان بیرونی را ارزیابی می کنند نه اینکه صرفا پاسخ های منفعلانه به آن می دهند.

 

لازاروس دو شکل ارزیابی را مطرح کرد:

 

1. ارزیابی اولیه: بر اساس نظر لازاروس افراد در ابتدا رویداد را ارزیابی می کنند. چهار روش ممکن برای ارزیابی رویداد ها وجود دارد: 1-رویداد نامربوط است، 2- رویداد مثبت و بی خطر است، 3-رویداد  آسیب زا و تهدید کننده است و 4-رویداد آسیب زا و چالشی است.

2. ارزیابی ثانویه: شامل ارزیابی افراد از جنبه های مثبت و منفی استراتژی های سازگاری خودشان است.

شکل ارزیابی اولیه و ثانوی تعیین کننده این موضوع است که آیا یک پاسخ استرس نشان داده شود یا خیر؟ بر اساس مدل لازاروس، این پاسخ های استرس به شکل های مختلفی بروز می کنند: 1- واکنش مستقیم، 2- جستجوی اطلاعات، 3- عدم واکنش، 4- توسعه یک ابزار سازگاری با استرس از طریق روش های تن آرامی و یا استفاده از مکانیزم های دفاعی.

مدل ارزیابی لازاروس و تبادل بین فرد و محیط یک روش جدید برای نگریستن به پاسخ های استرس است؛ این اعتقاد که افراد در ارتباط با محیط بیرونی خود منفعل نیستند، بلکه با آن تعامل دارند.

کدام رویداد ها استرس زا ارزیابی می شوند

لازاروس معتقد است یک رویداد قبل از اینکه پاسخ استرس را ایجاد کند باید استرس زا ارزیابی شود. از این موضوع می توان اینگونه استنباط کرد که ماهیت رویداد به تنهایی تعیین کننده نیست و در واقع این موضوع کاملا به ادراک افراد از رویداد مرتبط است. با این وجود تحقیقات نشان می دهند که برخی رویداد ها بیشتر احتمال دارد که منجر به بروز پاسخ های استرس گردند:

1. وقایع برجسته: اغلب افراد در خیلی از حوزه ها از جمله شغل، خانواده و دوستان فعالیت دارند. برای برخی ممکن است کار مهمتر باشد برای برخی خانواده و ... . اسویندل و موس (1992) معتقدند که حوزه های مهمتر برای افراد بیشتر استرس زا هستند. 

2. بار اضافی: به نظر می رسد  انجام چند تکلیف همزمان در مقایسه با تمرکز بر روی تکالیف کمتر در یک زمان، منجر به استرس بیشتری می شود. بنابر این  زمانی که یک استرسور به استرسوری دیگر اضافه می شود در مقایسه با زمانی که به تنهایی رخ می دهد بیشتر استرس ایجاد می کند.

3. رویداد های مبهم: اگر رویدادی به خوبی تعریف شده باشد، فرد به نحو موثری می تواند یک استراتژی سازگاری برای آن در نظر بگیرد. اما اگر رویداد مبهم و نامشخص باشد، فرد ابتدا باید زمان و انرژی زیادی صرف کند تا تصمیم بگیرد کدام استراتژی سازگاری، بهترین است.  

4. رویداد های غیر قابل کنترل: اگر استرسوری قابل پیش بینی و قابل کنترل باشد، کمتر استرس زا ارزیابی می شود. در مقایسه، رویداد های غیر قابل کنترل و تصادفی استرس بیشتری ایجاد می کنند. 

 

کنترل خود و استرس

نظریه های جدید استرس بر خود کنترلی به عنوان یک مفهوم مهم در درک استرس تاکید می کنند. این موضوع در نظریه های خود-کارآمدی، سر سختی و احساس شایستگی برجسته شده است.

 

1. خود-کارآمدی: در سال 1987، لازاروس و فولکمن پیشنهاد دادند که به نظر می رسد خود-کارآمدی عامل قدرتمندی است که پاسخ های استرس را میانجیگری می کند. خودکارآمدی به احساس شایستگی افراد در این خصوص که می توانند عمل مطلوبی را انجام دهند مرتبط است. تحقیقات نشان می دهند که خودکارآمدی ممکن است نقشی در میانجیگری پیامد های استرس بر سرکوب سیستم ایمنی و تغییرات فیزیولوژیکی مانند فشار خون، ضربان قلب، و هورمون های استرس داشته باشد (باندورا و همکاران، 1982، 1988؛ واید فیلد و همکاران، 1990). بنابراین این عقیده که فرد توانایی کنترل رفتارهای خود را دارد یا خیر؟، می تواند در تبدیل یک رویداد بالقوه استرس زا به پاسخ های استرس نقش داشته باشد. 

2. سرسختی: تاکید بر کنترل خود همچنین در مفهوم سرسختی که توسط کوباسا شرح داده شده است، مورد توجه قرار گرفته است(کوباسا و همکاران، 1982؛ مدی و کوباسا، 1984). سرسختی اینگونه توصیف شده است: 1- داشتن احساس فردی کنترل، 2- میل پذیرفتن چالش ها و 3- تعهد. استدلال شده است که درجه سرسختی، ارزیابی افراد را از استرسور های بالقوه و پاسخ های استرس مورد انتظار تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین احساس تحت کنترل بودن شرایط (کنترل پذیری) ممکن است فرایند ارزیابی اولیه را تحت تاثیر قرار دهد. 

3. تسلط: کاراسک و تئورل (1990) اصطلاح " احساس تسلط" که منعکس کننده ی کنترل فرد بر پاسخ های استرس خود است را تعریف کردند. آنها استدلال می کنند که میزان تسلط ممکن است با پاسخ های استرس رابطه داشته باشد. 

 

به طور خلاصه از آنچه در بالا اشاره شد می توان اینگونه بیان کرد که اغلب محققان استرس را به عنوان نتیجه ی میزان تطابق فرد – محیط می دانند و بر نقش ارزیابی اولیه و ثانویه در بروز پاسخ های استرس تاکید دارند. محققان معتقدند که مولفه های روانشناختی به عنوان مولفه های مرکزی پاسخ های استرس تلقی می شوند، اگر چه این مولفه ها به تغییرات همزمان مولفه های فیزیولوژیکی وابسته اند. 

 

برای دریافت "بخش اول و دوم" کلیک کنید (دانلود فایل با فرمت PDF)