دپارتمان روان شناسی موسسه نگاره (تحت برنامه ریزی استاد محمدی)

ارشد روانشناسی - دکتری روانشناسی

رفتاری و علوم اجتماعی

مقدمه :
در تمام رشته های مختلف علوم انسانی اعم از فلسفه, جامعه شناسی, انسان شناسی, روانشناسی و یا روانکاوی و تاریخ, بعد از جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نظر پژوهشگر, تفسیر داده ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد. چون داده های خوب بدون تحلیل دقیق, فعالیت پژوهشگر را سطحی و بی ارزش می کند. به جرئت می توان گفت که در خیلی از موارد, داده های جمع آوری شده از کیفیت خوبو از اعتبار خوبی نیز برخوردارند. ولی, مرحلة دیگر پژوهش, که تحلیل محتوای این داده ها است, غالبا بسیار سریع و در مواقعی سطحی به اتمام می رسد. این در حالی است که کار اصلی پژوهشگر, تحلیل دقیق محتوای مطالب جمع آوری شده و سپس مقایسه با نظریه های مطرح در پژوهش و ادبیات موجود و پژوهش های دیگر در این زمینه می باشد. نبود تحلیل دقیق محتوا, ضعف اکثر پژوهش های علوم انسانی بخصوص در جامعة ما هست.

البته تحلیل محتوی بیشتر, یکی از ویژه گی های مهم و اساسی در روش کیفی می باشد. (منادی, 1385) تحلیل محتوی، یعنی ’بررسی عمیق داده های جمع آوری شده که در تمامی علوم انسانی حتی در ادبیات نیزکاربرد داشته، می تواند رابطة متغیرها و شبکة ارتباطات را نه در سطح بلکه در عمق مشاهده و بررسی بکند. (باردن، 1977 : 26) در واقع, هدف تحلیل محتوا ’ استنباط, استنتاج و شناخت نسبی شرایط تولید موضوع به کمک شاخص ها می باشد.‘ (همان, 39) شاخص هایی که غالبا پنهان هستند. در این حالت، نکات مهمی را می بایستی در نظر گرفت یا مراحل مختلفی را می باید پیمود. اولا, در نظرگرفتن تمامی ابعاد فضاییکه اطلاعات در آن فضا جمع آوری شده است، (مارشال, 1377 و دولوز, 1997 : 5) ثانیا, روشن کردن واژه ها و مفاهیم کاربردی توسط بازیگران آن موقعیت (هس, 1989)، و سپس رتبه بندی کردن آنها، ثالثا آشکار کردن بخش های پنهانی یک رابطه یا شبکة روابط موجود بین بازیگران و یا بخش های مختلف رفتارها و گفتارها، و در نهایت روشن کردن ناخودآگاه فردی یا جمعی در پی الفاظ (فروید, 1378 و 79) و رفتارها. مجموعة انجام این مراحل در مورد داده های جمع آوری شده، تحلیل محتوی را بدنبال خواهد داشت.
روش تحلیل محتوا :
هدف از تحلیل محتوای متن و یا گفته های مصاحبه و یا اسناد, شناسایی اهداف, ارزش ها, فرهنگ و تمایلات متن, یا نویسندة متن یا فرد مصاحبه شونده یا مشاهده شده, می باشد.
به عبارتی, شناخت ناخودآگاه متن (فروید, 1989) ملاک است. برای این کار, متن مورد نظر می بایستی به صورت دقیق مورد تحلیل محتوا یعنی تجزیه, تحلیل و تفسیر قرار بگیرد. البته, این امر دارای روش بوده و نیاز به شناخت دارد.
پس از خواندن متن, در مرحلة اول یک تعبیر و تفسیر کلی در مورد کل متن و ارتباط آن با همة پرسش های پژوهش و در صورت داشتن فرضیه ها,انجام می دهیم. کاری که در اکثر پژوهش ها حتی در سطح کمی صورت می گیرد. این کار, اولین تحلیل داده می باشد.
سپس, در مرحلة دوم تحلیل دقیق تر هر پاسخی را (هر جمله ای) جداگانه آغاز می کنیم. بدین منظور, می بایستی واژه های مهم (Indexicalisation) متن شناسایی و در کنار آن یادداشت بشود. (هس, 1989) تا روح قالب بر متن شناخته بشود. در واقع, تحلیل دقیق این لغات و واژه های کاربردی, به اعتقاد فروید, تفکر اصلی گوینده یا نویسندة متن را نشان می دهد. (فروید, 1379)
در مرحلة سوم, پس از جمع آوری واژه ها (اعم از ساده و یا مرکب), دسته بندی کردن آنها, و شمارش آنها, جدای از متن اصلی می بایستی صورت بگیرد پس از در کنار هم قرار دادن این واژه ها, تفکر و نگاه به موضوع را در آنها بیابیم. در واقع, فرهنگ و روح واقعی متن در این واژه ها شناخته می شود.
ضمنا, در صورت مصاحبه و مشاهده, تن و لحن صدای فرد و رفتارها (آرامش و یا اضطراب دار) نیز مهم می باشند.
بنابراین, کاربرد مفاهیم در تفکر افراد, یعنی وضعیت روان, باور, اعتقاد و فرهنگ آنها را نشان می دهد. یعنی, مثلا کاربرد واژه های ساده یا مرکبی مانند :
امید, آرزو, خنده, شادی, بهار, زیبایی, آرامش, دوست, برنامه, هدف, سازنده گی, شانس با من است, می توانم, و غیره و یا واژه های دیگری مانند, نا امیدی, غم, اندوه, زندگی پاییزی, اضطراب, دشمن, بی هدف, تخریب, مانع, اگر خدا بخواهد, اگر بشود, خشونت, مبارزه, و غیره, هر کدام از این کلمات دارای بار روانی, ارزشی و فرهنگی خاص بخود می باشند.
این کلمات با اندیشه, مرام, تفکر, جهان بینی و شخصیت فرد استفاده کننده, هماهنگی نسبی دارند.
لازم به ذکر است که توجه دقیق داشته باشیم که تعریفی که از مفاهیم می کنیم, نبایستی مطابق با تعاریف پژوهشگر, در نتیجه فرهنگ پژوهشگر باشد. بلکه, در ارتباط با فرهنگ و معنی ای که خود فرد دارد باشد. به عبارتی, دخالت (Implication) ذهن پژوهشگر (لورو, 1988) به حد اقل برسد. چون ممکن است که تعریف فرد مورد مطالعه با پژوهشگر همسطح نباشد. همچنین در تحلیل محتوای, پژوهشگر می بایستی دقت داشته باشد که واژه هایی را بر نگزیند که به درد او می خورند و یا فکر می کند در راستای تفکر و حدسیات او و در ارتباط با موضوع پژوهش او می باشند. چه در این صورت, پژوهشگر در دامن پوزیتیویستی گرفتار خواهد شد. بر عکس, واژه هایی که خنثی هستند دارای بار معنی ای می باشند, و برای مصاحبه شونده مهم هستند, می بایستی شناسایی بشوند. سپس مورد تحلیل قرار بگیرند.
در پژوهشی پیرامون خانواده, هدف, شناخت فرهنگ, جهان بینی و نگاه به زندگی والدین ملاک بود. علاوه بر پرسش های مختلف, در پاسخ بهاین پرسش : شما چه تعریفی از زندگی می کنید؟ پاسخ دو پدر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تحلیل محتوا می کنیم.
 فردِ بد بین و تقدیر گرا :
پدر : این سوالهایی که شما می کنید ما هیچ موقع ننشستیم روش فکر کنیم که زندگی برای چیه اصلاً؟
برای چی به دنیا اومدیم. باز هم باید بگیم از چه لحاظ مثلاً شما می پرسید چه جوری زندگی رو تعریف بکنیم. زندگی ما در کل, امروز خلاصه شده عین آدمهای ماشینی شب سر یه ساعت مشخص خوابیدن صبح سر یه ساعت مشخص بلند شدن رفتن سر کار ظهر سر ساعت ناهار خوردن و برگشتن به خونه. ما به این می گیم زندگی, که این کاری که داریم الان می کنیم شده زندگی. ولی این زندگی نیست. ما فقط زنده ایم. من از این زندگی راضی نیستم. برای آینده مون هیچ نقشه ای نمی تونیم بکشیم. ما آینده مون فردا صبح مونه که می ریم تا غروب تمام می شه. (پدر شماره 1, شغل آزاد, دارای مدرک لیسانس) از سویی, مفهوم کلی این پاسخ حاکی از فردی بدبین تقدیرگرا و منفعل می باشد. از سوی دیگر,
 کلمات : فکر نکردم, برای چی به دنیا اومدیم.
آدم های ماشینی, زندگی نیست, فقط زنده ایم, هیچ نقشه برای فردا, آینده مون فردا صبح مونه و کلمات دیگر در پاسخ به پرسش های دیگر همه تایید فرد تقدیرگرا و منفعل هستند. البته, باید توجه داشته باشیم که فقط پاسخ به یک پرسش برای طبقه بندی فرد ملاک نبوده بلکه, تمام واژه های کل متن ملاک ارزیابی می باشند. در مورد این فرد در پاسخ به بقیة پرسش ها,کلمات مایوس کننده, نا امید, و ضعف و سستی به وفور بکار رفته است. یعنی فقط این چند سطر برای ما ملاک نبوده و نمی باشد.
ضمنا در پاسخ پرسش ها این فرد غالبا کوتاه سخن می گفت, در حالی که معلوم بود که حرف برای گفتن داشت.
 فردِ خوش بین, فعال و پر انرژی :
 پدر : زندگی یعنی یه تابلوی نقاشی یک بازیه, بازی هدفمند. یک اسمش رو نگذاریم مسابقه بگذاریم همون بازی که توی این بازی یا توی این تابلو هر عنصری حتی اون نقطة طلایی تو اون تابلو و حتی اون وزن رنگهایی که هست جای خودشون رو پیدا می کنند و می نشینند سر اون جاهاییکه براشون تعریف شده و هر کدوم از این عناصر اگر واقعاً جای خودشون بنشینند اون تابلو دیدنیه پس اون تابلوی ایده آل هم یعنی تمام عنصرهای اون تابلو سر جای خودشون نشسته باشند. درخت جای دیگه ای که تعریف براش نشده, نباشه همین جوره کوه همین جور آفتاب همینطور دریا همینطور چیزهای دیگه. لذا زندگی یعنی از موقعی کهآدم چشمش رو باز می کنه فقط دوران ازدواج و بچه دار شدن و خدمت تون عرض کنم که, ما تو زندگیمون حالا هم رمانتیک فکر نکنیم نقاط بسیار سختی رو گذروندیم و تمام شیرینی که من بعضی موقع ها با همسرم می نشینیم مرور می کنیم, بعضی ها شاید از این نقطه ها فرار کنن. ولی من فکر می کنم که برای رسیدن به اون استغنای درون, اون دوران لازمه, یعنی فشارهای جانبی که از صاحب خونه به ما که مستاجر بودیم وارد شد تا تحقیر کردن بچه های ما توسط بچة صاحب خونه تا محدود کردن صاحب خونه ما برای ورود بچه ها به حیاط برای بازی اینها, همه توی منظر ما جای گرفته که باعث شد که ما این فشارها رو برای خودمون فشارهای خوب و منطقی و قابل حرکت. این فشار ها باعث شد که من و همسرم به یک تصمیم جدی و به یک موفقیتنسبی دست پیدا بکنیم و انگیزه های حرکت ما رو شاید همون فشارها باعث شد و لازم دیدیم که برای اینکه زیر این چرخ له نشیم باید حرکت کنیم و به یک استغنای درون برسیم. لذا این زندگی که ما تعریف می کنیم یک زندگی آرام پر معنی هدفمند وهمین طور که همسرم اشاره کرد ببینید چرا دوست داره زندگی بکنه؟ به این چراهه شما اشاره کنید, انگیزه داره چرا انگیزه داری اگر توش خلاء می دیدی که می خواستی زودتر کرکره رو بکشی پایین و تموم کنی زندگی رو. لذا اینقدر دریچه های ناشناخته در خودش حس می کنه که هی می خواد هر روز این دریچه رو باز کنه به یک گوشه ای از وجود خودش پی ببره.
ولی الان با تمام فشارهای جانبی که اطراف ما از نظر اقتصادی هست با این فشارهای اقتصادی که توی جامعه برای ما که واقعاً نه خانواده مرفهی بودیم نه پدر مرفهی داشتیم که برامون املاک و ملک و ماشین و ارثی بگذاره که هی بفروشیم هی بخوریم. یعنی واقعاً من باید همون روزی ده ساعت رو با تمام توان تلاش کنم تا این اقتصاد رو و این کشتی رو از تلاطم نگه دارم و آرامشش رو حفظ کنم ولی در تک تک اعضای خانواده این انگیزه برای ادامة حیات و با نشاط ادامه دادن وجود داره, چون برای خود من وجود داره و لحظه ای یاس و نا امیدی توی این زندگی راه نداره به خاطر همین هم همه بچه ها دارن هدفمند حرکت می کنن. (پدر شمارة 2, کارمند, دارای مدرک لیسانس)
در این پاسخ نیز از سویی, یک نگاه کلی به متن کاملا گویا است که در مقابل فردی قرار داریم که فعال و پر انرژی و سرزنده می باشد. ازسوی دیگر واقعیت گرا بودن و سرزنده بودن فرد را در خیلی از کلمات بخصوص: تابلوی نقاشی, بازی هدفمند, نبود مسابقه,وزن رنگ ها جای خود, تعریف شدن هر چیز, درخت, کوه, دریا, زندگی محدود نیست, سختی ها, رضایت, استغنای درون, نداشتن احساس حقارت, پذیرش فشارها برای پیشرفت, موفقیت, انگیزة حرکت, کشف خود, ده ساعت کار با علاقه, را می توان مشاهده کرد. ضمنا در تمام متن مصاحبه این احساس در گذر از همین نوع واژه ها کاملا محسوس بود.
لازم به ذکر است که این دو پدر, تقریبا همسن بوده, و از نظر مالی تقریبا مشابه هم درآمد داشته و در حد متوسط بودند. هر یک سه فرزند داشتند. همسران هر دو, خانه دار بودند.
 نتیجه گیری :
تحلیل محتوا مانند هر علم دیگری آموختنی است و فقط با تمرین و تکرار (باردن, 1977 : 49) به راحتی می توان به طور خیلی دقیق متن های مختلف را تحلیل محتوا کرد.
در تحلیل محتوای, واژه ها و مفاهیم کاربردی توسط افراد مورد مطالعه و یا اسناد مورد مطالعه, حائز اهمیت است.
ولی می بایستی توجه داشته باشیم که, در تفسیر مفاهیم ذهن و یا فرهنگ پژوهشگر نقشی نه در انتخاب واژه ها و نه در تعبیر آنها داشته باشد. معنی واژه ها, در ارتباط با محیط فرهنگی فرد مورد مطالعه و بر اساس اهمیتی که وی به آنها می دهد, ملاک است.

فهرست منابع
منابع فارسی :
- صنعتی محمد, (1381), فصل مشترک ادبیات و روانشناسی. کتاب ماه ادبیات و فلسفه, شمارة 58, ص 4 – 19.
- فروید زیگموند, (1378), تعبیر خواب و بیماری های روانی. ترجمه ایرج پورباقر. موسسة انتشارات آسیا.
- فروید زیگموند, (1379), آسیب شناسی روانی زندگی روزمره. ترجمة : محمد حسین وقار. انتشارات اطلاعات.
- منادی مرتضی (1385)، روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری. فصلنامه حوزه و دانشگاه. پژوهشکده حوزه و داشگاه. سال دوازدهم شماره 47 تابستان.
- مارشال کاترین و گرچن ب. راس من, (1377) روش تحقیق کیفی. مترجمان : دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی. دفتر پژوهش های فرهنگی. تهران.