دپارتمان روان شناسی موسسه نگاره (تحت برنامه ریزی استاد محمدی)

ارشد روانشناسی - دکتری روانشناسی

مراحل رشد کودکی (فصل دوم)

غذا خوردن

 

کودک در پایان نخستین سال زندگی ، به استقلال در غذا خوردن گرایش می یابد. ابتدا در 8 ماهگی، پس از آنکه شیشه شیر در دهانش گذاشته شد، خود می تواند آن را نگه دارد. پس از یک ماه، کودک به تنهایی می تواند شیشه را به دهان برده وبیرون آورد. در1 سالگی، تمایل به مستقلانه غذا خوردن با قاشق وبدون کمک مادر در کودک نمایان می شود. اما به دلیل عدم مهارت کافی، هنگام نزدیک کردن قاشق به دهان، بیشتر محتویات آن را بیرون می ریزد.
در سال دوم، گرچه کودک دربه کارگیری قاشق مهارت بیشتری می یابد، اما به عنوان غذا خوردن با دست تمایل بیشتری نشان می دهد.
لازم به ذکر است که تمامی مطالب فوق وتغییرات عمده، در چهارماهه اول زندگی منوط به مفهوم دلش یا پختگی است. مفهوم دلش عبارتست از: توالی همگانی رخدادهای بیولوژیکی در دستگاه عصبی مرکزی که بروز یک کارکرد عصبی را ممکن می سازد وپیش فرض آن این است که کودک از لحاظ جسمانی سالم باشد، وبا افراد و اشیا سر و کار داشته باشد.
هماهنگی اعمال حسی وحرکتی وچنگ زدن
از جالب ترین و مهم ترین تغییراتی که دراین دوره از رشد کودک اتفاق می افتد چنگ زدن وگرفتن اشیا است. تمایل به چنگ زدن از حدود 6 ماهگی به بعد دیده می شود. ولی ازهمان ماه های اول اگر چیزی درمحیط، توجه کودک را به خود جلب کند، طوری به آن نگاه می کند که گویی می خواهد به آن چنگ بزند. از حدود ماه پنجم، حرکات چشم و دست هماهنگ شده و عمل گرفتن ازاین طریق امکان پذیر می شود. چنگ زدن ابتدا به صورت پنجه کشیدن به اشیایی است که در مقابل کودک قرار می گیرد. ولی کودک بعدا شست وانگشت اشاره را به کار می برد واز حدود 1سالگی به بعد از کف دست وسایر انگشتان نیز استفاده می کند.
ازنظر هماهنگی های حرکتی، رشد کودک را می توان چنین خلاصه کرد:
1- حرکات عمومی وغیرمشخص اعضای بدن : ابتدا حرکات نوزاد سازمان یافته وناهماهنگ است، به نظر می رسد بدون هیچگونه هدفی انجام می شود.
2- حرکات مشخص ومتمایزی ولی ناهماهنگ اعضا : کودک به تدریج برحرکات خود مسلط می شود وازطریق حواس و واکنش های حرکتی با محیط سازگاری پیدا می کند.
3-حرکات هماهنگ اعضا با رسیدگی بیشتر یافته های قشر مغز، ارتباط کودک با محیط هماهنگ ومنظم می شود واو هنگام بیداری، فعالیت بیشتری از خود نشان می دهد.

رشد ادراک وشناخت
بزرگ ترین امتیاز انسان، استفاده از تفکر، سازماندهی وبرنامه ریزی وانجام دادن حرکات پیچیده ی ارادی برای غلبه بر محیط است.
رشد کنش های ادراکی با حواس آغاز می شود واین زمانی است که کودک نسبت به محرک های خارجی از قبیل نور، صدا، طعم وبو واکنش نشان می دهد، مطالعه ادراک معنی پیدا می کند.
گیرنده های حسی بینایی، شنوایی وگیرنده هایی مانند چشایی، بویایی و غیره ادراک های حسی مختلفی دریافت کرده وبرای ارزیابی و واکنش به مراکز مختلف مغز می فرستد.

شنوایی
نوباوگان سازمان دادن اصوات در طرح های پیچیده را آغاز می کنند. اگر دو آهنگی که اندکی با هم فرق دارند، نواخته شود، یک بچه 1 ساله می تواند بگوید آنها یکی نیستند. پاسخ دهی به صدا، به کاوش دیداری و لامسه ای نوباوه در محیط کمک می کند. نوزادان سه روزه چشم ها و سرخود را به سمت صدا بر می گردانند. توانایی تشخیص دادن محل دقیق صدا با کمک نگاه ولمس در 6 ماهگی به نحو قابل ملاحظه ای بهبود می یابد. دراین زمان، کودکان می توانند درمورد فاصله ی صدا قضاوت کنند. اما اگر شی صدا داری دوراز دسترس آنها باشد، نمی توانند در تاریکی آنها را پیدا کنند. وقتی نوباوگان فعالانه به صحبت افراد پیرامون خود گوش می کنند، یاد می گیرند روی انواع صداهای با معنی در زبان خودشان تمرکز کنند. آنها در 6 ماهگی صداهایی را در زبان محاوره ای پیرامونشان مفید نیستند غربال می کنند.
در نیمه دوم سال اول، نوباوگان روی واحدهای گفتاری بزرگتر تمرکز می کنند که برای پی بردن به معنی آنچه می شنوند، اهمیت زیادی دارند. آنها کلمه های ناآشنا در عبارت های گفتاری را تشخیص می دهند. نوباوگان بزرگتر می توانند اصلاحات وعبارت های موجود در جمله ها رانیز تشخیص دهند. برای مثال، دریک تحقیق که روی نوباوگان 7 تا 15 ماهه انجام شد، پژوهشگران دریافتند که آنها گفتاری را که مکث های طبیعی دارند به گفتارهایی که مکث های غیرطبیعی دارند، ترجیح می دهند. در 9 ماهگی این حساسیت موزون به کلمه های منفرد وگسترش می یابد.

بینایی
انسان ها برای کاویدن محیط شان، بیش ازهرحس دیگری، به بینایی وابسته هستند. گرچه درابتدا دنیای دیداری نوباوه گسیخته است، اما در 7 تا 8 ماهگی، دستخوش تغییرات عظیمی می شود. نوزاد درماه اول نمی تواند روی رنگ ها خوب تمرکز کند. اما در 2 ماهگی می تواند به خوبی بزرگسالان روی اشیا تمرکز کند ورنگ ها را تشخیص دهد. تیزی بینایی درسال اول بهبود می یابد. ودر 11 ماهگی به سطح بزرگسالان می رسد. همچنین در نیم سال اول زندگی، توانایی تمرکز کردن روی شی متحرک و ردیابی آن بهبود می یابد. زمانی که نوباوگان واضح تر می بینند و میدان دیداری خود را ماهرانه تر کاوش می کنند، روی دسته بندی کردن ویژگی های محیط ونحوه ای که آنها در فضا مرتب شده اند، کار می کنند.

ادراک عمق
ادراک عمق عبارتست از توانایی قضاوت کردن در مورد فاصله ی اشیا از یکدیگر واز خودمان. ادراک عمق برای پی بردن به طرح محیط وهدایت فعالیت حرکتی، اهمیت دارد. برای اینکه نوباوگان خود را به اشیا برسانند, باید ادراک عمق داشته باشند. بعدها، وقتی که نوباوگان سینه خیز می روند ادراک عمق به آنها کمک می کند به اسباب واثاثیه برخورد نکند واز پله ها نیفتد.
پرتگاه دیداری که آزمایش معروف الینورکیوبن و ریچارد ودک می باشد، به خوبی موید ادراک عمق در نوباوگان است.

ادراک طرح وصورت
نوباوگان ترجیح می دهند به جای محرک های ساده، به محرک های طرح دار نگاه کنند. برای مثال، نقاشی صورت، درهم برهم انسان را به بیضی سفید وسیاه ترجیح می دهند، وقتی که نوباوگان بزرگتر می شوند، طرح های پیچیده تر را ترجیح می دهند. برای مثال، نوباوگان سه هفته ای به صفحه های شطرنجی سیاه وسفید که چند مربع بزرگ دارند، طولانی تر نگاه می کنند، درحالیکه نوباوگان 8 تا 16 هفته ای، صفحه های شطرنج را ترجیح می دهند که مربع های بیشتری داشته باشند.
اصل کلی حساسیت نسبت به تضاد این ترجیحات را توضیح می دهد. منظور از تضاد، تفاوت موجود در مقدار نور بین مناطق همجوار دریک طرح است. اگر نوباوگان نسبت به تضاد در دویا چند طرح حساس باشند (یعنی بتوانند به آن پی ببرند)، طرحی را ترجیح می دهند که تضاد بیشتری داشته باشد (مثال صفحه های شطرنجی که مربع های کمتر وبیشتری دارد). نوباوگان بسیار کوچک به خاطر بینایی ضعیف نمی توانند ویژگی های طرح های پیچیده را تجزیه کنند، ازاین رونگاه کردن به صفحه شطرنجی بزرگ و واضح را ترجیح می دهند. در 2 ماهگی، زمانیکه تشخیص جزئیات ریزدانه بهبود قابل ملاحظه ای می یابد، نوباوگان نسبت به تضاد در طرح های پیچیده حساس می شوند وزمان بیشتری را صرف نگاه کردن به آنها می کنند.
نوباوگان درچند هفته اول زندگی به قسمت های جداگانه یک طرح پاسخ می دهند. برای مثال، وقتی که به نوباوگان 1 ماهه نقاشی های صورت انسان را نشان می دهند، کاوش دیداری خود را به حاشیه محرک محدود می کند وبه ویژگی های بسیار متضاد، مانند خط مو یا چانه خیره می شوند ودر حدود 2 ماهگی وقتی که توانایی ورنداز کردن و حساسیت نسبت به تضاد بهبود می یابد، نوباوگان ویژگی های داخلی طرح را کاملا ورانداز می کنند ومدت کوتاهی برای نگاه کردن به هر قسمت مکث می کنند.
بعدازاینکه نوباوگان بتوانند تمام قسمت های محرک را تشخیص دهند، ترکیب کردن عناصر طرح را آغاز می کنند، آنها در 4 ماهگی می توانند سازمان طرح را به قدری خوب تشخیص دهند که وقتی حاشیه های ذهنی را می بینند که واقعا وجود ندارد. یعنی مثلا نوباوگان در 12 ماهگی می توانند اشیا را با شکل های ناقص نشان داده شده اند، را تشخیص دهند، حتی زمانیکه دوسوم تصویر حذف شده باشد. نوباوگان بین 7 تا 15 ماهگی جلوه های هیجانی را به صورت کل های سازمان یافته ومنظم درک می کنند، آنها با چهره های مثبت (شاد ومتعجب) به صورت متفاوت با چهره های منفی (غمگین ونگران) برخورد می کنند.
دکتر حسن احدی
روزنامه آفرینش